بررسیهای تاریخی نشان میدهند پیش از شكلگیری شهر فعلی الیگودرز، در محل كنونی آن؛ شهری با همین نام وجود داشته كه به علل نامعلوم از بین رفته است. مردم این دیار، مذهب شیعه قدیم (علوی) داشتهاند و خانقاه آن، مركز تعلیمات دینی قزلباشان و درویشان بوده است. شاه اسماعیل صفوی در یكی از سفرهای خود از این خانقاه دیدن كرده است. در كوهها و تپههای الیگودرز، آثاری از قبیل آجرهای مكعب مستطیل و ظرف سفالی و فلزی مربوط به قرن هفتم هجری قمری به دست آمده است. هسته اولیه شهر الیگودرز در درجه اول در اثر رودخانهها، قنات ها و چشمهها پدید آمده است. موقعیت ارتباطی از عوامل مهم دیگر در ایجاد و گسترش این شهر بوده؛ به طوری كه یكی از راههای مهم اصفهان به غرب كشور از فریدن، الیگودرز، گاپله و بروجرد میگذشت. همچنین این منطقه، نواحی بختیاری را به فلات مركزی ایران (اراك، خمین، گلپایگان، خوانسار) متصل كرده است.
سرابهای غار تمندرو گردكانک، سرابهای ماهیچال، گایكان و سردره، آبشار آب سفید، غارهای تمندر و بزنوید و قلعه سیله از جمله دیدنی های این شهرستان است که می تواند باعث رونق گردشگری این شهرستان شود.
شهر الیگودرز به عنوان مرکز شهرستان الیگودرز در ناحیه کوهستانی زاگرس مرکزی با ارتفاع 2000 متر از سطح دریا و در شرق استان لرستان قرار دارد. این شهر از شمال به شهرهای خمین، محلات و اراک، از شرق به گلپایگان، خوانسار و داران و از غرب و شمال غربی با شهرهای ازنا و دورود در ارتباط است. درهای که الیگودرز در آن واقع شده است، از شرق و غرب به دشتهای نسبتاً هموار و وسیعی که به دشتهای چمن سلطان و الیگودرز ـ ازنا معروفند متصل میشود.
به دلیل وجود ارتفاعات و قلل متعدد در شمال و جنوب، شهر از آب و هوای نسبتاً سرد کوهپایهای برخوردار است. مرتفعترین نقاط منطقه الیگودرز را ارتفاعات اشترانکوه تشکیل میدهد که از چینخوردگیهای سلسله جبال زاگرس محسوب میشود و ارتفاع آن به حدود 4050 متر میرسد. اصولاً از آنجایی که پیدایش و شکلگیری شهرها و تمدنها وابسته به وجود منابع آبی و اراضی حاصلخیز بوده است، در بررسی تاریخی شهر الیگودرز نیز به اسامی رودخانههایی بر میخوریم که به مرور زمان اغلب آنها خشک شده و تنها نامی از آنها به عنوان نام محلات قدیمی شهر مانند ورزندان و مجیان باقیمانده است. در زمینة وجه تسمیه الیگودرز روایتهای مختلفی وجود دارد که از آن جمله، روایت ساکنان بومی شهر است. بر مبنای این روایت، کلمه الیگودرز، ترکیبی از کلمات «آل» به معنی خاندان و «گودرز» است. بر این اساس مردم بومی شهر خود را به گودرز پهلوان (یکی از شخصیتهای معروف شاهنامة حکیم طوس) نسبت میدهند که با گذشت زمان، ترکیب «آل گودرز» به تدریج به «الیگودرز» تبدیل شد. لازم به ذکر است که وجود طایفة بزرگ گودرزی در این شهر، این باور را تشدیدکرده است. شواهد تاریخی نیز نشان میدهد که در محدودة شهر الیگودرز در حدود هفده قرن پیش از میلاد، تمدنهایی وجود داشته است. البته در تپههای شمال غربی آثاری کشف شده است که به دوران پیش از اشکانیان و هخامنشیان تعلق دارد. بررسیهای تاریخی نیز ثابت کرده است که محدودة الیگودرز از حاصلخیزترین مناطق کشور محسوب میشده است و حتی در سالهای جنگ جهانی دوم تقریباً یک سوم غله کشور از این منطقه برداشت میشده است و به همین دلیل نیز در آن روزگار آن را «اوکراین ایران» مینامیدهاند. در مجموع هستة اولیه شهر الیگودرز از اتصال سه روستای «ده کهنه» «قلانو» (قلعه نو) و «پونهزار» به علت وجود چشمههای پر آب در آنها، شکل گرفته است. الیگودرز در گذشته به عنوان بخشی از شهرستان گلپایگان محسوب میشد که با تأسیس شهرداری در آن از سال 1317 به عنوان شهر شناخته شده و به استان لرستان الحاق شده است. در حال حاضر الیگودرز با وسعتی در حدود 1345 هکتار، جمعیتی حدود 85400 نفر را در خود جای داده است که نسبت به سال 1375 نرخ رشدی معادل 9/2 درصد را بیان میدارد. الیگودرز طی سالهای اخیر شهری مهاجرپذیر بوده است و حدود 36 درصد رشد جمعیت آن به خاطر پدیدة مهاجرت بوده است، به نحوی که گروهی از طوایف ساکن شهر، از شهرهای نزدیک مثل خوانسار به این شهر مهاجرت کردهاند. در این زمینه میتوان به طوایف برومند، ظهرآبی، صانعی، بنایی و اعتماد اشاره کرد. البته ساکنین اصلی شهر را عمدتاً طوایف ایل بختیاری تشکیل میدهند که به «لر بزرگ» شهرت دارند و از معروفترین این طوایف، گودرزی، سرلک، بستاک و لونی را میتوان نام برد. ساختار اقتصادی شهر الیگودرز بر خدمات استوار است و به دلیل بار تکفل بالا که خود معلول نرخ بالای بیکاری در شهر است، توزیع درآمد در آن نیز نامتعادل است. اقتصاد شهر عمدتاً مبتنی بر مناسبات سنتی است و هر چند که یکی از نقاط مهم کشور در صدور انواع سنگنما شناخته میشود، اما به نظر میرسد که وجود معادن سنگ در این شهر تأثیر چندانی در بهبود و رونق وضعیت اقتصادی و معیشتی ساکنان آن نداشته و آثار برداشت سنگ از منابع طبیعی این شهر، تنها طبیعت زیبای آن را زخمی کرده و جلوه نامطلوبی به آن بخشیده است. ضمن اینکه در نتیجه این فعالیتها، آلودگیهای زیست محیطی نیز در شهر و پیرامون آن تشدید شده و شرایط زندگی و سلامت ساکنان شهر و اطراف آن را به خطر انداخت است. چنانکه گویی حکایت تلخ کهنه فقر و محرومیت در این نقطه از کشورمان به مثابه ساکنان مناطقه نفتخیز، سرنوشت محتومی است. سرنوشتی که به مثابه تشنه لبان، آب را باید همواره در کوزه ببینند!